‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود کیمیایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود کیمیایی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

دانلود فیلم حکم 1383 با لینک مدیافایر



imdb: 5.0/10
کارگردان: مسعود کیمیایی

لیلا حاتمی،عزت الاه انتظامی



http://www.mediafire.com/?1nooazjny0x

http://www.mediafire.com/?jejozzem4yk
pass; asanfilm.blogspot.com






دانلود فیلم گوزن ها 1354 با لینک مدیافایر



imdb: 7.8/10
کارگردان: مسعود کیمیایی
براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
بهروز وثوقی، فرامرز قریبیان



http://www.mediafire.com/?dmnd1d1ajy1

http://www.mediafire.com/?2hmeimmrfzy
pass: asanfilm.blogspot.com


گوزن ها (1354)
در دهه ی 50 و سال های منتهی به انقلاب 57 ، شرایطی متفاوت از گذشته حکمفرما بود. با به بن بست رسیدن مبارزات سیاسی مسالمت آمیز و به پیروی از جنبش های انقلابی کشورهای دیگر مانند ویتنام و آمریکای لاتین ، جوانان ایران نیز دست به اسلحه بردند و نبرد چریکی را مقدم دانستند. حکومت نیز متقابلاً اقدامات پلیسی و سرکوبگرانه ی خود را افزایش می داد. اخبار این اقدامات ، روزمره به گوش مردم می رسید و باعث تشدید هیجانات و اعتراضات می شد. به طبع این روند بر روی هنر و هنرمندان و مشخصاً سینما تأثیر به سزایی داشت. مسعود کیمیایی به عنوان یکی از سردمداران موج نو و سینمای نووآر ایرانی، که پیش از این با ساخت فیلم های قیصر، رضا موتوری و خاک ، تعلق خاطر خود را به فضای سیاسی-اجتماعی جامعه نشان داده بود ، در اواسط دهه ی50 ، گوزن ها را می سازد . گوزن ها به روایتی سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است که ضمن نمایش علنی فعالیت گروه های چریکی مخالف رژیم دارای شاخصه های هنری اعلی می باشد و به تلقی بسیاری کیمیایی هیچ گاه نتوانست به اوج گوزن ها بازگردد. گوزن ها روایت جامعه استبداد زده و پلیسی دهه ی 50 ایران است که از زاویه دید یک دزد [ بخوانید یک چریک زخمی ] به تصویر کشیده می شود. گوزن ها سرشار از مؤلفه های نمادین است. نام قدرت و سید برای شخصیت ها و شرایط روحی و زندگی هر دو . رفتن چریک به مدرسه به عنوان نسل آینده ی جامعه و مالیدن خون دستش به دیوار مدرسه . تحمل درد و رنج قدرت در برابر ضعف و زبونی سید . لباس سفید ، عینک و سبیل پرپشت قدرت در حالی که سید در سراسر فیلم لباس سیاه عزاداری به تن دارد . وضعیت زندگی مردم در آن خانه و حضور شخصیت هایی مانند صاحبخانه و پاسبان . فروش کتاب قدیمی که یادگار اجداد سید بود . چاپ عکس قدرت به عنوان دزد و خرابکار در روزنامه ها. تأکید بر فصل های مستند قدم زدن سید در خیابان و پخش گوشت نذری و نیز فصل چاقو خوردن قاچاقچی و جان کندن او . در اکثر تصاویر ابتدای فیلم ، دو شخصیت مذبور در دو طرف قاب و رو به روی هم قرار می گیرند ، یکی روی تخت و دیگری کنار پنجره یا دو طرف سفره ی کوچک . در سکانس مشت زدن به دیوار است که هر دو به هم می پیوندند که آغاز تحول سید است و در پایان فیلم در خانه ی تحت محاصره ی پلیس، شاهد پیوستن سید عامی به قدرت چریک و رگبار مأموران و سرانجام انفجار مهیبی که همه چیز را ویران می کند هستیم که عملاً هر گونه مصالحه ای را مردود اعلام می کند.
فیلم توقیف می شود. عوامل فیلم بازداشت و بازجویی می شوند. این اعمال باعث ایجاد اختلاف بین عوامل فیلم می شود [ تا جایی که کیمیایی نام بهروز وثوقی را از لیست بازیگران فیلم بعدیش غزل خارج می کند ] بالاخره دولت برای از بین بردن حساسیت فضای جامعه نسبت به گوزن ها ، فیلم را با تعویق اکران می کند. ولی با پایانی متفاوت از آن چه که بود.  [قدرت با نصیحت رفیقش اسلحه را کنار می گذارد و تسلیم می شود] . بعدها با آتش سوزی سینما رکس آبادان هنگام پخش فیلم گوزن ها – که تأثیر گذارترین حادثه ی سینمایی بر شرایط سیاسی بود – فیلم وجهه سیاسی شدیدتری به خود می گیرد. به جرأت می توان گفت هیچ فیلمی تا این حد حساسیت دولتی و جامعه را برنیانگیخت و بر جریانات دوران خود [عمدتاً جریان شکل گیری انقلاب] تأثرگذار نبود . بدین ترتیب گوزن ها با ارجاعات فرامتنی و تصاویر نئورئالیستی اش - سقوط انسانی که روزی الگوی سلامت و قدرت بود، فضای زندگی مردم جامعه و اختناق دولت و... - خود را به اوج سینمای معترض و انقلابی دهه ی 50  ایران رساند.

دانلود فیلم داش آکل 1350 با لینک مدیافایر



imdb: 7.2/10
کارگردان: مسعود کیمیایی
براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
بهروز وثوقی،ژاله علو، بهمن مفید



http://www.mediafire.com/?dzwnmtoktmg

http://www.mediafire.com/?0j1z1yhznd2
pass: asanfilm.blogspot.com

تحلیل فیلم داش اکل اثر مسعود کیمیایی

بررسی تیپ و شخصیت در فیلم داش آکل
بدون تردید، یکی از مهمترین بازیهای جاودانه ی بهروز وثوقی که منجر به خلق شخصیت تمام عیار شده است در فیلم داش آکل ساخته مسعود کیمیایی است. بازی در نقش داش آکل برای بازیگر بسیار کار دشواری است. چه بسا که بازی کردن شخصیتی که در قواره و اندازه ی فهم خواننده همواره به صورت ابرقهرمان مانده است نه تنها که موجب دلهره و تشویش بازیگر میشود، بلکه غالبا نتیجه ی کار موجب خشم ناشی از دید ایده آلیستی تماشاگر نسبت به قصه ای که خوانده و ندیده یا به زبان دیگر هر آنچه را که خواسته دیده (در تخیل به زمان خواندن) میشود.
تماشاگر داش آکل سخت پسند است چرا که پیش از آن که فیلمی درباره ی این شخصیت دیده باشد دل داده ی کسوت پهلوان و جان شیفته ی مردی است که در قصه ی صادق هدایت خوانده است و در دل خود زخم دل این شخصیت را به عنوان سمبل عشق ممنوع، "عشقی که مجال و محل ابراز ندارد"، بارها حس کرده است! از آن گذشته، جدا از تماشاگر عادی سینما، منتقدان هنری آن روز تعصب و ارادت خاصی نسبت به صادق هدایت و آثارش داشته اند چرا که کانون نویسندگان ایران در اوج قدرت خود (دهه ی پنجاه) برقرار بود و هدایت را چون میراثی ابدی میدانست و هرگز حاضر نمیشد کسی این شخصیت ماندگار ادبیات داستانی را با نقایص یا حتی کمی فاصله از قدرت شخصیت پردازی صادق هدایت در گونه های دیگر هنر (سینما، تئاتر و . . .) متجلی کند. پس تا حد ممکن، سختی پذیرفتن نقشی که جامعه و مردم از آن ذهنیت دارند، را حس کردیم که این سختی مربوط به بازیگر میشود ولی کارگردان هم گرفتار سختی بیشتری است و باید مسئولیت نتیجه این اقتباس ادبی را به عهده بگیرد ــ از یک قصه ی چند صفحه ای فیلمنامه ای بنویسد که در قواره و اندازه همان قصه نویسنده اصلی باشد ــ شخصیت پردازی قهرمان داستان را در فیلم به قدرت نسخه ی ادبی بسازد و پیش ببرد.
طبیعتا کیمیایی ــ پس از نوشتن فیلمنامه داش آکل به هیچ بازیگر دیگری برای نقش آکل فکر نکرده است چرا که همانند دیگر انگشت شمار "مولفان" نسل قدیم سینمای ایران، بازیگر برگزیده خودش را داشت و بهروز وثوقی را قدم به قدم از اولین فیلمش بیگانه بیا (1345) با خود همراه کرد و گویی در داش آکل به اوج شکوفایی رساند. این همراهی چند‌ساله به همدلی و تفاهمی بی مانند بین فیلمساز و بازیگر انجامید که بیش از آن که با اصول منطقی در کارگردانی توضیح پذیر باشد، متاثر از درک و شعوری دو جانبه است.
داش آکل قبل از هر چیزی محصول این تفاهم و درک و شعور دو جانبه است. بارها دیده ایم که در مورد فیلمهای شاخص بهروز وثوقی و کیمیایی مخاطبان این فیلمها نام هر دو را جداگانه به عنوان مولف میآورند، داش آکلِ کیمیایی ــ داش آکل بهروز وثوقی و یا قیصرِ بهروز وثوقی ــ قیصرِ کیمیایی، اما پس از بهروز وثوقی دیگر کسی نگفت، سفر سنگِ سعید راد و یا گروهبانِ احمد‌ نجفی بلکه گفتند سفر سنگِ کیمیایی و گروهبانِ کیمیایی. کیمیایی به عنوان کارگردان و خالق اصلی فیلم داش آکل شخصیت پردازی قابل قبولی را به کنار دیالوگ نویسی استثنایی فراخور اثر ادبی داش آکل در فیلم انجام داده است.
در نگاهی عمیق به قصه، هدایت بر آن شده است نظم قصه هدایت را به هم بزند و به جای شروع از قبرستان، از معرکه گیری کاکارستم فیلم را شروع کند با توضیح هدایت در شروع قصه "همه اهل شیراز میدانستند که داش آکل و کاکا رستم سایه هم را با تیر میزدند." به علاوه در نقاط مختلفی تفاوتهای فیلم و قصه ی هدایت را میبینیم که چون نتیجه اقتباس اثر هنری قابل احترامی است کسی به دنبال روشن کردن این تفاوتها نبوده است تا جایی که کیمیایی در پایان فیلم هر دو شخصیت قهرمان (آکل) و ضد‌قهرمان (کاکا) را میکشد که اصلا در قصه هدایت اینگونه نیست و به هیچ کس هم برنمیخورد چرا که کیمیایی به صحیح ترین شکل ممکن تلقی خود (میل خود) را در اقتباس میگنجاند و میداند به مدد بازی باورپذیر و کم نظیر بازیگرانش دچار مشکل نخواهد شد.
بهروز وثوقی با ظاهری متفاوت، گریمی متفاوت، سر طاس پهلوانی، زخم قمه به صورت، سبیل پهن، شکستگی ابرو، به هیات داش آکل درآمده است و با تمام درک و استعداد، خود را به درون این شخصیت برده است.
در فصل معرفی داش آکل که اولین مواجهه ی تماشاگر و داش آکل است به دلیل بازی بهروز وثوقی، بازی بهمن مفید که ترس از داش آکل را توأم با پرش چشم نشان میدهد و کارگردانی، مشکل تماشاگر با داش آکل و دیدن ایده آلی اسطوره برطرف میشود یعنی تماشاگر به دلش مینشیند و به رخ کشیدن قدرت داش آکل در این فصل گارد تماشاگر را میشکند و او همراه فیلم میشود.
وثوقی مثل همیشه راه رفتن خاصی را برای شخصیت پیدا کرده است، راه رفتنی که با بقیه راه رفتنهای بهروز تفاوت دارد، قدی بلندتر از همیشه دارد (به واسطه ی نوع کفش و کلاه) و دیالوگ ها را با حس درستی ادا میکند. علاوه بر اینها خلوت داش آکل را به خوبی بازی کرده است؛ داش آکل آدم تنهایی است که از تمام دنیا فقط یک طوطی دارد و در خلوت با او حرف میزند و درد دلش را به او میگوید، حتی پس از فصل مرگ حاجی و وصیت حاجی که امور زندگی اش را به آکل میسپارد و میمیرد داش آکل پس از بستن چشم حاجی کنار دیوار و آینه میرود و در خلوت به کرده ی حاجی پاسخ میدهد "کار خوبی نکردی حاجی . . . یه مرد وقتی مردِ که آزاد باشه . .. دیگه دست و پام تو زنجیره . . ."
نقطه ی کلیدی دیگر در بازی بهروز مواجهه با مرجان در قبرستان به وقت خاکسپاری حاجی است که در قصه ی هدایت اینگونه نیست و داش آکل مرجان را در خانه حاجی میبیند و نه در قبرستان. در فصل قبرستان مرجان از حال میرود و داش آکل کاسه ای آب میآورد و روبنده ی مرجان را بالا میزند‌ که به صورت مرجان آب بزند، برای اولین بار صورت مرجان را میبیند. بهروز وثوقی با لرزش ناملموس اجزا صورت و حرکت عجیب چشمها مثل قدیمی (دید و یک دل نه صد دل عاشق شد) را در میمیک صورت به شکل کاملا منحصر به فردی بازی کرده است. آب به صورت مرجان میزند، دوباره آب میزند (از نوک انگشتان آب را میپراند) مرجان چشم در چشم آکل میگشاید و آکل درد پر از بغض عشق را به چهره میآورد. از این پس همه ی شخصیت دچار تحول میشود، مرجان را از زمین برمیدارند و میبرند و تکه ای پارچه ی سیاه از مرجان به زمین میماند. داش آکل آن را برمیدارد و در شال کمری خود کنار قمه اش میگذارد. شب به کافه اسحق میرود از پرِ شالش قدح خود را درمیآورد و اسحق از فرط تعجب به خاطر حضور داش آکل شراب پیرتر از شیراز را به او پیش کش میکند. . . حتی اقدس رقاصه کافه هم خوشحال و متعجب به سمت داش آکل میرود و مقابل او میرقصد، یکی از مشتریان شروع به ناسزا گفتن به اقدس میکند و او که پشت گرم حضور پهلوان شهر است و میداند جایی که آکل باشد صدای کسی بالا نمیرود با مرد درگیر میشود، مرد قمه میکشد که گیس اقدس را ببرد، آکل از جا کنده میشود. یکی از به یاد ماندنی ترین لحظات بازی بهروز وثوقی در این لحظه است که در حالی که به سمت درگیری میرود در حرک دیالوگ میگوید و رخ به رخ مرد میشود "قمه برای بریدن گیس زنها نیست. . . چشم همه ی لوطی های عالم به تو روشن . . ." تمام این بازی ها و یا بهتر بگویم این لحظات در بازی بهروز مبتنی بر مایه های اساطیری و آمیخته به کسوت پهلوانی شخصیت آکل است.
حتی در کافه اسحق هم، داش آکل به خلوت خود میرود و پارچه سیاه به جا مانده از مرجان را در دست دارد، به عشوه گری های اقدس هم چشمی ندارد و تاکید‌ میکند، "فقط شراب منو اینجا کشونده برو ردِ کارت!"
بهروز مستی آکل را مستی طبیعی شخصیت و مستی شبیه به خود آکل بازی کرده است، یعنی داش آکل هم آمده که مست کند. شب تمام میشود. همه میروند. ساز زنها هم در حال رفتن هستند. آکل مست است، سرش بر تن اش بند‌ نیست، در هر چند ثانیه محکم بودن همیشگی را مییابد و بعد رهایش میکند. به زبان دیگر بهروز طوری این لحظه را بازی کرده که انگار کسی در مستی پهلوانی را تقلید کند.
ساززن را صدا میکند به او انعام میدهد و علیرغم میل اسحق و اقدس به کوچه میزند. آکل پرصلابت در کوچه های شیراز تلوتلو میخورد، بر سکویی مینشیند و تصویری از مقابلش رد میشود (گزمه هایی که مردی را به زنجیر کرده اند) با دیدن مرد در زنجیر دست به پر شال میبرد، پارچه سیاه را بیرون میکشد و اشک از چشمان آکل سرازیر میشود. قدرت بازیگری بازیگر در این فصل که نوعی بازی over act و لبه تیغ به حساب میآید از جسارت و توان بالایی برخوردار است. بازی over act آمیخته به اغراق بیش از حد و فراخور تئاتر است تا سینما، بهروز وثوقی مستی های پهلوان را اینگونه بازی کرده است.
مهمترین و شاخص ترین بخش فیلم در بازیگری، فصل کتک خوردن آکل به دست کاکارستم و نوچه هایش در زیر گذر است. آکل مست است و خراب درونی عشقی ممنوع است، توسط کاکارستم به استهزا گرفته میشود تا جایی که کسانی که صدای خود را در مقابل او بالا نمیبردند او را دست به دست به این طرف و آن طرف میاندازند، قمه از شالش میکشند و میگویند "قَمُتو بده سلمونی محل واسه ختنه بچه ها!"
آکل در سکوت و درد و مستی کتک میخورد. کاکارستم با بازی قابل قبول بهمن مفید بازی بهروز وثوقی و مظلومیت آکل را تکمیل کرده است. کاکا دست به تیغ میبرد که سبیل آکل را بتراشد آکل به حرف میآید، دوربین به او نزدیک میشود بهروز وثوقی با صورت گل آلود و پر درد و پر از اشک مسلسل وار دیالوگ میگوید "دهن ات می چاد حروم لقمه . . . پست فطرت از کفتار کمتر . .. قسم به تیغ علی پا از پا برداری دو نیم ات میکنم . . . لچک به سر . . . رسوای شیرازت میکنم . . . فردا ظهر با قمه . . . تو خود تکیه بعد از تعزیه . . . که حسین شاهد من و تو باشه . . ."
بهروز وثوقی سعی میکند نشانه هایی بیرونی را در تکمیل حس درونی به کار گیرد و در این زمینه کاملا موفق نشان داده است.
پس از این بررسی های اجرایی یادآور میشوم که داش آکل یک شخصیت است و تمام ویژگیهای کاراکتر بودن را دارد:
1ــ حداقل یک ویژگی خاص دارد و بر آن اصرار و پافشاری میکند (عشق به مرجان و ظلم ستیزی)؛
2ــ کسی است که وجود دارد‌ و وجودش تاثیرگذار است؛
3ــ وجود و عدمش یکی نیست؛
4ــ کسی است که انگیزه و قوه ی محرکه برای عمل دارد؛
5ــ کسی است که قادر است چیزی را تغییر دهد و یا از تغییر جلوگیری کند؛
6ــ کسی است که عمل میکند فقط حرف نمیزند و امکاناتش با حرفهایش میخواند؛
7ــ کسی است که صادق، روشن، قابل درک است و میشود با آن همذات پنداری کرد؛
8ــ‌کسی است که در حوزه ی فاعلیت است نه در حوزه ی انفعال؛
9ــ نگاه را میدزدد و هیجان اولیه ایجاد میکند؛
10ــ کنش مند است و در رسوب ذهنی تماشاگر میماند.
متاسفانه مثال آوردن برای هر یک از 10 مورد ‌بالا در این محدوده نمیگنجد ولی مورد ششم را کمی دقیق نگاه میکنیم.
داش آکل اگر پس از کتک خوردن از کاکا در حین مستی لب میگشاید و مسلسل وار دیالوگهایی را که گفتیم میگوید و قرار فردا را میگذارد، فردا قبل از حضور در کارزار ستیز با ظلم به زورخانه میرود و خود را برای عمل آماده میکند و در همان فصل از خدا میخواهد که عشق مرجان را از او بگیرد و در گود زورخانه اشک میریزد و پس از آن وارد تکیه میشود و پس از چند‌ ساعت مبارزه که از کارگردانی بسیار قوی و سنجه ای برخوردار بوده، کاکارستم را از پا درمیآورد ولی او را نمیکشد چون از پیش تاکید کرده است، که سگ نمیکشد! پس از آنکه کاکارستم از پشت قمه را در کمر آکل فرو میکند برمیگردد و او را با دست خفه میکند!
بازی بهروز وثوقی در تمام این فصول بازی منحصر به فردی است. نوعی دانایی از پایان کار، نوعی به استقبال مرگ رفتن در بازی بهروز وجود دارد و کیمیایی هم راغب به ابراز این بخشها در بازی بازیگرش بوده است. آکل خودش میگوید: "مث سگ گله که خوراکش . . . استخونِ گوسفندهایی که خودش پاییده . . . میریزن جلوش که بخوره و سیر شه . . . خوراک نامردها و لاف زن ها هم تاریکیه" و بعد خودش در پایان خوراک نامردها و تاریکی میشود!
هدفم از بازگویی صحنه های فیلم در این نوشته روشن کردن کار سخت بازیگر در ایفای نقش شخصیت است، آن هم شخصیتی با قواره های نامرسوم در سینما.
آنچه مهم است این که بهروز وثوقی به خوبی از ایفای نقش اساطیری داش آکل برآمده و علاوه بر ظلم ستیزی و پهلوانی، عاشقی داش آکل را به بهترین شکل ممکن ایفا کرده است؛ بازی در خلوت و بازی در سکوت را برای اولین بار از خود نشان داد و فراز و نشیب مختلف این شخصیت را در طول و عرض کاراکتر جان بخشید. به علاوه تلاش وثوقی در داش آکل پیوند بازی حسی و درونی با بازی ظاهری و بیرونی است.
هر چه بیشتر فیلم و بازیگری فیلم را تحلیل کنیم نبوغ بازیگر و درک و شعور مشترک کارگردان و بازیگر مورد علاقه اش بیشتر معنا میشود.
ناگفته نماند بازی بهمن مفید و شهرزاد در نقش های کاکارستم و اقدس از هیچ نقصی برخوردار نیست.
منتقدان سینمای ایران از فیلم داش آکل به عنوان بهترین سیاه سفید سینمای ایران یاد میکنند که در سال 1354 توسط استاد فیلمبرداری سینما نعمت حقیقی فیلمبرداری شده است.
درخصوص احاطه و تسلط بهروز وثوقی در فیلم داش آکل و بررسی لحظه به لحظه فیلم بیش از این میشود نوشت




۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

دانلود فیلم ایرانی غزل 1355 با لینک مدیافایر


دانلود فیلم ایرانی غزل 1355 با لینک مدیافایر
imdb: 7.1/10
کارگردان: مسعود کیمیایی
براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
فیلم قبل از انقلاب ، فیلم غزل 1355 ، مسعود کیمیایی، فرامرز قریبیان، محمد علی فردین؛ امرالله صابری





http://www.mediafire.com/?q0nkznmognm
http://www.mediafire.com/?4jdlznwjjm2
pass: asanfilm.blogspot.com

غزل
کارگردان: مسعود کيميايي
فيلمنامه: مسعود کيميايي (بر اساس داستان مزاحم اثر خورخه لوئيس بورخس)
مدير فيلمبرداري: نعمت حقيقي
تدوين: عباس گنجوي
موسيقي: اسفنديار منفردزاده
تهيه کننده: پرويز صياد
بازيگران: محمدعلي فردين، پوري بنايي، فرامرز قريبيان، امرالله صابري، پروين سليماني، سعيد پيردوست، شهناز، نصرت الله کريمي، محمدعلي نقي کني
سال ساخت: 1355


خلاصه داستان:
دو برادر به نامهاي حجت و زين العابدين قرق بان جنگل هستند و در تنهايي روزگار مي گذرانند. دل خوشي آن دو به اين است که از خانواده و سرزمين اجدادي شان کردستان حرف بزنند و روزهاي جمعه در شهر با خوش گذراني خلا تنهايي شان را پر کنند. زين العابدين کار آشپزي و رخت شويي و وصله کردن لباس ها را به عهده دارد. آن دو متوجه مي شوند که چند نفر مخفيانه درخت هاي جنگل را قطع مي کنند. روزي حجت به دنبال مهاجمان مي رود و با غزل، زني معروفه به کلبه باز مي گردد. زين العابدين به غزل دل مي بندد و حجت گرفتار عشق غزل مي شود. دو برادر تصميم مي گيرند غزل را هلاک کنند تا لطمه اي به رابطه شان وارد نشود. آن دو پس از کشته شدن غزل، جسد او را در دل جنگل به خاک مي سپارند و پس از به آتش کشيدن کلبه شان به دنبال سرنوشت نامعلوم خود مي روند.

۱۳۸۸ دی ۲۶, شنبه

دانلود فیلم ایرانی مرسدس 1376 با لینک مدیافایر


دانلود فیلم ایرانی مرسدس 1376 با لینک مدیافایر
کارگردان: مسعود کیمیایی
براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
فیلم کیمیایی، مرسدس 1377 ، محمد رضا فروتن








http://www.mediafire.com/?jmmqdmywjzd
http://www.mediafire.com/?1zn5h2zmvdy
pass: asanfilm.blogspot.com

مرسدس نام فیلمی‌ست به کارگردانی مسعود کیمیایی ساخته شده در سال ۱۳۷۶.

خلاصه داستان



اسفندیار به دلیل بیماری پدرش مامور می‌شود تا با مرسدس بنز به جای پدرش به کاشان برود. در این میان اسفندیار که می‌بیند یک اتومبیل گران قیمت به دست آورده سفر را یک روز عقب می‌اندازد و تصمیم می‌گیرد به اتفاق دوستانش یک روز با مرسدس خوش باشند. در طول روز اتفاق‌های ناخوشایندی برای اسفندیار و دوستانش رخ می‌دهد كه همگی از مرسدس متنفر می‌شوند و اسفندیار صبح روز بعد مرسدس را به آتش می‌كشد.[۱]

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

دانلود فیلم ایرانی رضا موتوری 1349 Reza motori دانلود با لینک مدیافایر


دانلود فیلم ایرانی رضا موتوری 1349 Reza motori دانلود با لینک مدیافایر 
imdb: 7.1/10
کارگردان: مسعود کیمیایی
براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
 
ایرانی، دانلود فیلم رضا موتوری 1349 ، دانلود فیلم رضا موتوری، دانلود فیلم مسعود کیمیایی، دانلود فیلم بهروز وثوقی، دانلود فیلم بهمن مفید،








http://www.mediafire.com/?zwhbmggaj2m
pass: asanfilm.blogspot.com


رضا موتوری نام فیلمی ایرانی است به نویسندگی و کارگردانی مسعود کیمیایی و با بازی بهروز وثوقی، فریبا خاتمی و بهمن مفید که در سال ۱۳۴۹ ساخته و اکران شده است.

خلاصه داستان


رضا موتوری و عباس قراضه که خود را به دیوانگی زده‌ و در تیمارستان بستری شده‌اند با همدستی دوستان خود طرح سرقت از گاوصندوق کارخانه‌ای را می‌کشند. آنها پنهانی از تیمارستان خارج شده و موفق به سرقت پول‌ها می‌شوند ولی رضا و عباس به همدستان خود رودست زده و با موتور فرار کرده و به تیمارستان بازمی‌گردند. چندی بعد جوان متمولی به نام فرخ برای تحقیق دربارهٔ دیوانگان به تیمارستان می‌آید.ازآنجا که شباهت زیادی به رضا دارد جایش با او عوض می‌شود و رضا به جای فرخ از تیمارستان خارج شده و به زندگی سطح بالای او وارد می‌شود. رضا موتوری با فرنگیس که نامزد فرخ است آشنا می‌شود و مدتی را با او می‌گذراند تا اینکه شبی پس از رفتن به دانسینگ با مردی درگیر شده و هویت واقعی خود را برای فرنگیس آشکار می‌سازد. آنها هرکدام به خانه‌های خودشان باز می‌گردند اما قرار می‌شود که باز فردا یکدیگر را ملاقات نمایند. در این مدت رضا موتوری تصمیم می‌گیرد تا پول‌های سرقت شده را باز گرداند اما ناگهان با همدستان سابق خود در سینمای تابستانی روبرو می‌شود. آنها با یکدیگر درگیر شده و رضا چاقو می‌خورد. او که به شدت زخمی شده سوار بر موتور سعی می‌کند تا خود را به فرنگیس برساند اما از آنجا که حال خوشی ندارد تعادل خود را از دست داده، با کامیونی برخورد کرده و کشته می‌شود.

[ویرایش] موسیقی متن

موسیقی فیلم اثر اسفندیار منفردزاده بوده و فرهاد مهراد ترانهٔ فیلم با نام «مرد تنها» (سرودهٔ شهیار قنبری) را خوانده است. این ترانه بعدها توسط اندی بازخوانی شده است [۱].

بازیگران

نام بازیگر نقش
بهروز وثوقی رضا موتوری
فریبا خاتمی فرنگیس
بهمن مفید عباس قراضه
حمیده خیرآبادی مادر فرنگیس
پروین ملکوتی مادر رضا
سعید کنگرانی
محمود تهرانی
جلال پیشواییان
شاپور شالچی
محسن مهدوی
حسن شاهین

جوایز و جشنواره‌ها

  • ۱۳۴۹ - برندهٔ جایزه سپاس بهترین موسیقی متن از سومین دوره جشنواره سپاس - اسفندیار منفردزاده
  • ۱۳۴۹ - برندهٔ جایزه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین دوره جشنواره سپاس - بهروز وثوقی
  • ۱۳۶۵ - شرکت در بخش مسابقهٔ سومین دورهٔ جشنواره فیلم‌های ایرانی در سینما اتوپیا پاریس - علی عباسی
  • ۱۳۸۲ - شرکت در بخش مسابقهٔ تهران، سیمای یک شهر جشنواره فروم دزایماژ پاریس - علی عباسی
  • ایرانی، دانلود فیلم رضا موتوری 1349 ، دانلود فیلم رضا موتوری، دانلود فیلم مسعود کیمیایی، دانلود فیلم بهروز وثوقی، دانلود فیلم بهمن مفید، 

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

دانلود مستقیم فیلم ایرانی 1365 Tigh.va.Abrisham تیغ و ابریشم دانلود با لینک مدیافایر


دانلود مستقیم فیلم ایرانی Tigh.va.Abrisham تیغ و ابریشم دانلود با لینک مدیافایر
imdb: 6.7/10
کارگردان: مسعود کیمیایی
براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
  مسعود کیمیایی، دانلود فیلم ایرانی ر، دانلود فیلم بعد انقلاب ، دانلود فیلم تیغ و ابریشم 1987 ،






دانلود فیلم ایرانی

http://www.mediafire.com/?mhw5nyfhgmc
  http://www.mediafire.com/?gynj0mjy5mt
pass: asanfilm.blogspot.com

خلاصه فیلم
در جلسه اي در بانكوك تصميم گرفته مي شود كه بيست تن هروئين خالص براي توزيع در دانشگاه،‌ مدارس، كارخانه ها و جبهه هاي جنگ به ايران حمل شود. زن و مرد جواني پس از دستگيري در بازجويي ارتباط خود را با شبكة بين المللي قاچاق و پخش مواد مخدر فاش مي كنند. زن در زندان خودكشي مي كند و مرد اطلاعات خود را دربارة ارتباط پدرش با شبكة قاچاق و پخش مواد مخدر در اختيار بازجو مي گذارد. پليس، راه را بر تريلي حامل مواد مخدر مي بندد. در اتوبان منتهي به پايتخت،‌ رانندة تريلي در درگيري با سردستة‌ گروه،‌ تريلي را به پمپ بنزين مي كوبد و موجب انفجار آن و از بين رفتن مواد مخدر مي شود.
، دانلود مستقيم فيلم مسعود کیمیایی، دانلود فیلم ایرانی ر، دانلود فیلم بعد انقلاب ، دانلود فیلم تیغ و ابریشم 1987 ،  

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

دانلود فیلم ایرانی بلوچ baluch 1972 دانلود با لینک مدیافایر


دانلود فیلم ایرانی بلوچ baluch 1972 دانلود با لینک مدیافایر
imdb: 6.1/10
کارگردان: مسعود کیمیایی

براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
، دانلود مستقيم فيلم ایرانی قبل از انقلاب، دانلود فیلم بلوچ، دانلود فیلم کسعود کیمیایی، دانلود فیلم بهروز وثوقی، دانلود135
1 baluch





دانلود مستقیم فیلم ایرانی بلوچ با لینک مدیافایر

http://www.mediafire.com/?yz22zmwnyn2
http://www.mediafire.com/?zjwi2ukz5mm
pass: asanfilm.blogspot.com
خلاصه : فیلم در بلوچستان گرفته شده که در این فیلم بهروز درنقش یک بلوچستانی به نام بلوچ بازی میکنه که در این فیلم ۲ تا داداش برای خرید سکه های قدیمی به یک ده رفته و در اونجا سر هم خریدار و فروشنده میخوان کلاه بزارن در گیری ایجاد میشه اونا در میرن بعد تو بیابون به یک کلبه بر میخورن که بلوچ زنش تو اون زندگی میکردن بلوچ خونه نبوده زنش بوده یکی از داداشا شیطون میره جلدشو زن بلوچ بی عفت میکنه بلوچ بر میگرده خونه قضیه رو میفهمه به دنبال اونابرای انتقام میره …. خوب دیگه ادامشو دانلود کنید تماشا کنید

 دانلود مستقيم فيلم ایرانی قبل از انقلاب، دانلود فیلم بلوچ، دانلود فیلم کسعود کیمیایی، دانلود فیلم بهروز وثوقی، دانلود1351 baluch

دانلود مستقیم فیلم ایرانی سلطان 1375 soltan دانلود با لینک مدیافایر


دانلود مستقیم فیلم ایرانی سلطان 1375 soltan  دانلود با لینک مدیافایر
imdb: 5.5/10
کارگردان: مسعود کیمیایی
براي دانلود روي خواندن مطالب ديگر کليک کنيد
 دانلود مستقيم فيلم ایرانی بعد از انقلاب، دانلود فیلم مسعود کیمیایی، دانلود فیلم هدیه تهرانی ، دانلود فیلم فریبرز عرب نیا، دانلود فیلم soltan





دانلود فیلم ایرانی با لینک مدیافایر

http://www.mediafire.com/?ezjtmj2tnoo
pass: asanfilm.blogspot.com

خلاصه داستان

کیف مریم را که حاوی اسناد و مدارک مربوط به ۵۰۰ متر از یک باغ که به مریم تعلق دارد، جیب بری به نام سلطان در فرودگاه از او می‌دزدد. مریم سلطان را پیدا می‌کند و عشقی بین آنها به وجود می‌آید...

نقش ها

 منبع: ویکی پدیا

 دانلود مستقيم فيلم ایرانی بعد از انقلاب، دانلود فیلم مسعود کیمیایی، دانلود فیلم هدیه تهرانی ، دانلود فیلم فریبرز عرب نیا، دانلود فیلم soltan